close
تبلیغات در اینترنت
درد حسین...

ترنم دخترانه

نویسندگان

ارتباط با مدیر

درد حسین...

 یادمه یه روز توی یکی از جلسات نهاد رهبری  دانشگاهمون داشتیم علت حضور به ظاهر کم رنگ دانشجوها رو تو نماز جماعت ظهر بررسی میکردیم با کلی جر وبحث به یه چیزایی رسیدیم متاسفانه وقت شروع کلاسم بود و باید جلسه رو ترکش میکردم این موقع بود که یکی از بچه هامون علت این حضور کم و ایمان ضعیف بچه ها مطرح کردن ...متاسفانه بنده که کلا حرف بی دلیل و منطق قبول نمیکنم بر خلاف میلم مجبور شدم سکوت کنم و جلسه رو ترکش کنم تمام حواسم تو این بود که تو جلسه بعدی حتما یه سوال ازش بپرسم تا ثابت کنه که دانشجو هامون ایمانشون ضعیفه ...

خلاصه بگم حضور پرشور مردم امروز به خصوص جوانان منو به این فکر انداخت تا  نه تنها برا اون خواهر عزیزم بلکه به همه اونایی که فکر  می کنن جوانای امروزه دیکه دهه شصتی نیستن و کفش بی اعتنایی به دین را پا کرده و بر اسبان بی غیرتی سوار شدند..بگم  من جوان ،امروز با چشمان خودم دیدم آنانی را که با عشق آمده بودند ، با تمام دل و جانشان .برای امامشان سینه میزدند .با چشمان اشک آلودشان نام لبیک یا حسین سرزبانشان  داشتند کجای این عشق ،جوان دهه شصت را می طبد ....درسته..من باور دارم عشق حقیقی جوانای اون  دوران رو.. اما مگر ما فرزندان همانها نیستیم ..همانهایی که خودشان برایمان آموختن که مکررا به یاد داشته باشیم "آنان که رفتن کارحسینی کردن ، آنان که ماندن باید کار زینبی بکنن"

حال من جوان دهه هفتادی  موظفم سخنان بزرگ مرد زمانم را آویزه گوشم کنم تا هم اکنون که با عشقم این عرصه را برگزیدم کار زینبی بکنم  وبدانم که به قول استاد بزرگم دکتر شریعتی حسین  بیشتر از آب تشنه لبیک بود ، باید افکارم را با تفکر حسین بسازم تا اجازه ندهم به جای افکارش بزرگترین دردش را بی آبی بنامتد.

درسته خودم میدونم که خوب ننوشتم اما خواستم اینو به اونایی که ظاهر و میبینن بگم از امام حسین باید عبرت بگیریم نشان زخم های حسین یا تشنگی اش درد نبود که چشم ببندیم و آنها را ببیبنیم بلکه درد او درد اندیشه هاو ایمان و باور نکردن آنها توسط جاهلان بود.

اینایی که گفتم همش حرفای دل خودم بود خیلی مایلم نظراتتونو راجب این متن بدونم دوست داشتین تو نظرسنجی شرکت کنین.

التماس دعا


مطالب مرتبط با درد حسین...:
ارسال دیدگاه جدید
نام
ایمیل (منتشر نمی‌شود) (لازم)
وبسایت
:) :( ;) :D ;)) :X :? :P :* =(( :O @};- :B /:) :S
نظر خصوصی
مشخصات شما ذخیره شود ؟ [حذف مشخصات] [شکلک ها]
کد امنیتیرفرش کد امنیتی
نام: ایلخانی
تاریخ: 1391/9/8
ساعت:22:53
وب کاربر

سلام حالتون خوبه؟
این متن رو دو بار خوندم ..راستش حرفی که میخوایین بگین رو پیچوندید!! ولی منظورتون رو من گرفتم....
براتون خدا رو آرزو میکنم!!
یاعلی

پاسخ : سلام ممنون از نظرتون به قول خودتون همین که گرفتین کفایت میکنه..ولی دوست داشتم نظراتی که میدادین جامع تر از این بود . تقریبا اینکه چقدر با حرفام موافقین ؟ اما بازم ممنون از نظرتون